مونس جان 🌺 | من چو زمستان، تو بهار منی

من چو زمستان، تو بهار منی
گرمی جان، صبر و قرار منی

آمدی و خنده نشاندی به لب
دشت گل و باغ انار منی

مست کنی با لب خندان خود
بادۀ گلگون و خمار منی

زلف پریشان تو، هر تار دل
دست نوازشگر تار منی

نغمه سرای سحرم در چمن
مرغ غزل، صوت هزار منی

در دل من خانه‌ای از گل بساز
صاحب این شهر و دیار منی

تشنه‌لبم در طلب وصل تو
چشمۀ نابی و گوار منی

هر چه بگویم ز تو کم گفته‌ام
دولت پر قدر و عیار منی

تا به ابد مهر تو در جان من
مونس جان، همدم و یار منی

صفحه اصلی


نظر خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *