ای آسمان ای آسمان، غمگینتر از دریا منم
در شعله میرقصم چو باد، بیباک و بیپروا منم
ای چرخ گردون ای فلک، ای بغض پنهان در گلو
در موج طوفان بلا، چون کوه پابرجا منم
دلخسته از تکرار غم، در غربت تقدیر خویش
در کوچهی دلواپسی، همسایهی رویا منم
ای اختر روشنگرم، از مهر و از یاری بگو
در انزوای سایهها، شمع شب یلدا منم
ای شام هجران، ای سحر، پایان این شب را بگو
میبارم از چشمان شب، سرگشته و شیدا منم
در امتداد بیکسی، آخر به مقصد میرسم
در خلوت اندیشهها، آوای هر نجوا منم
ای همصدایِ بیصدا، فریاد بیداری بزن
در بهمن تنهاییام، پیدا و ناپیدا منم
ای ابرِ باران غزل، بر دفتر شعرم ببار
با ساز باران هم صدا، هم نغمه و آوا منم
ای جادهی بیانتها، ای پیچ و تاب سرنوشت
در انتهای واهمه، فریاد فرداها منم