فریاد بیداری 🕊️ | ای هم‌صدای بی‌صدا، فریاد بیداری بزن 💘

ای آسمان ای آسمان، غمگین‌تر از دریا منم
در شعله می‌رقصم چو باد، بی‌باک و بی‌پروا منم

​ای چرخ گردون ای فلک، ای بغض پنهان در گلو
در موج طوفان بلا، چون کوه پابرجا منم

​دل‌خسته از تکرار غم، در غربت تقدیر خویش
در کوچه‌ی دلواپسی، همسایه‌ی رویا منم

​ای اختر روشنگرم، از مهر و از یاری بگو
در انزوای سایه‌ها، شمع شب یلدا منم

​ای شام هجران، ای سحر، پایان این شب را بگو
می‌بارم از چشمان شب، سرگشته و شیدا منم

​در امتداد بی‌کسی، آخر به مقصد می‌رسم
در خلوت اندیشه‌ها، آوای هر نجوا منم

​ای هم‌صدایِ بی‌صدا، فریاد بیداری بزن
در بهمن تنهایی‌ام، پیدا و ناپیدا منم

​ای ابرِ باران غزل، بر دفتر شعرم ببار
با ساز باران هم صدا، هم نغمه و آوا منم

​ای جاده‌ی بی‌انتها، ای پیچ و تاب سرنوشت
​در انتهای واهمه، فریاد فرداها منم

صفحه اصلی


نظر خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *