سرو و چمن، دشت و دمن، محو تماشای تو
پیر و جوان، خرد و کلان، عاشق سیمای تو
خنده زنی، دل شکنی، با لب خندان خویش
شرم و حیا، ناز و ادا، چشم فریبای تو
مرغ سحر، داده خبر، نغمه سرایت شده
شعر و غزل، شهد و عسل نغمۀ شیوای تو
نور و بصر، شور و شرر، سوخته در حسرتت
در تب و تاب، مست و خراب، از رخ زیبای تو
صورت ماه، تیر نگاه صید کمندم کند
صبر و قرار، صید و شکار، جمله تمنای تو
شمس و قمر، بدر و بشر مست و خرابت شده
جام شراب، بادۀ ناب، لعل شکرخای تو
رنگ و جلا، کلک طلا، نقش نگارین تو
شور و شعف، کوبۀ دف، رقص سر و پای تو
مهر و وفا، صلح و صفا، عهد تو و جان من
ناز و نیاز، سوز و گداز، سهم دلارای تو
جان و جهان، روح و روان، جمله فدای رخت
مستی من، هستی من زیر قدم های تو