بی تو | آواره‌ی هر شهر و دیارم بی‌ تو

آواره‌ی هر شهر و دیارم بی‌ تو
دیوانه‌ ترین عاشق زارم بی‌ تو

دلخوش به تمنای وصالت بودم
اکنون چه کنم در شب تارم بی‌ تو

در سینه هزار آینه بشکسته ز غم
از خویش هم ای دوست، فرارم بی‌ تو

هر لحظه به یاد تو نفس می‌گیرم
بی‌تاب‌ تر از ابر بهارم بی‌ تو

برگرد که این خانه پر از دلتنگی‌ست
بر شانه‌ی غم سر بگذارم بی‌ تو

از دوری تو باغ دلم پژمرده‌ست
پیچیده به هر گوشه غبارم بی‌ تو

در آینه‌ی خاطره‌ها گم شده‌ام
بر درد و غم و غصه دچارم بی‌ تو

تا لحظه‌ی دیدار تو جان خواهم داد
از هجر و غمت جان بسپارم بی‌ تو

نام تو سرآغاز غزل‌های من است
ورنه من آشفته چه دارم بی‌ تو

از بغض گلو ناله به فریاد رسیده
از عالم و آدم گله‌ دارم بی‌ تو

صفحه اصلی


نظرات

  1. میم سین واو دال

    ای کاش می تونستم من هم دکلمه های خود را برای تو بفرستم اما این را می گویم نامت مقدس است ونام خانوادگی خیلی زیبا و پر معنا ست و می توانم اندکی بیانی داشته باشم این را می گویم و بس شهرهایت قاصر از انست که زیبایی وجودتان را توصیف کند …خدا راضی باشد

    • از لطف و محبت و سخنان زیبایتان صمیمانه سپاسگزارم. از اینکه اشعار بنده مورد توجه و لطف شما قرار گرفته، بسیار خرسندم. برای شما نیز آرزوی سلامتی، آرامش و سربلندی دارم.پاینده و مانا باشید 🌹🙏

  2. بسیار عالی .دلچسب. و پخته تشکر…

  3. شاعر غزلسرا باید تخلص داشته باشد که در این غزل خبری از تخلص نبود

    • درود بر شما، از دقت و توجه ارزشمندتان سپاسگزارم. 🌹🙏 بنده تخلص مشخصی برای اشعارم در نظر نگرفته ام و نبودن تخلص در غزل، به معنای نادرست بودن یا غزل نبودن آن نیست. تخلص از ویژگی های رایج در غزل سنتی است، اما الزام قطعی برای سرودن غزل محسوب نمی شود. پاینده باشید. 🌹🙏

  4. بسیار زیبا و دلنشین

  5. درود..آهنگ و متن خوبه ..ولی زمان و تایم خیلی کمه…ممنون

  6. عالی بود

نظر خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *